معرفی انیمیشن عروس مرده

انیمیشن یا همان پویا نمایی، از مهم ترین ابزار تاثیرگذاری بر روی کودک است. کودک در انیمیشن، فضایی تخیل وار تجربه میکند و میتواند از جلوه های بصری لذت ببرد و همچنین پیام های اخلاقی را بطور غیرمستقیم دریافت کند.

انیمیشن یا همان پویا نمایی، از مهم ترین ابزار تاثیرگذاری بر روی کودک است. هم از نظر شناخت محیطی و هم از نظر تربیتی.کودک در انیمیشن، فضایی تخیل وار تجربه میکند و میتواند از جلوه های بصری لذت ببرد و همچنین پیام های اخلاقی را بطور غیرمستقیم دریافت کند.

یکی از تاثرگذارترین سازندگان انیمیشن در دنیا، تیم برتون است که فضاهای بسیار تخیلی و متفاوتی را در انیمیشن هایش ایجاد میکند که حتی پدرها و مادرها نیز با بچه ها به دیدن ان ها مینشینند.

یکی از این انیمشن ها “عروس مرده” نام دارد.

خلاصه ای از داستان این انیمیشن:

شخصیت اصلی فیلم ویکتور است که در تصمیمی مهم برای زندگی اش دچار تردید است..

ویکتور در اطاق خود مشغول به کشیدن نقاشی یک پروانه است و پس از پایان نقاشی پنجره را باز و پروانه را آزاد می کند ، این پروانه زیبا پر می کشد و در این شهر به این طرف و آن طرف می رود

فضای شهر رنگ و بوی زندگی ندارد زیرا  آدم ها در فکرهای پوچ هستند و شادی نمیکنند.،..

ما هم به همراه این پروانه زیبا مناطق مختلف شهر را می بینیم اما باز هیچ اثری از خوشحالی و محبت نمیبینیم .

خانواده ویکتور که تازه پولدار شده اند ، می خواهند به دنیای به اصطلاح اشراف وارد شوند و از طرفی والدینش برای رسیدن به این مقصود برای ویکتور دختری را انتخاب کرده اند که از خانواده اشراف می باشداما بتازگی ورشکست شدند و اصلی ترین دلیلی که به این ازدواج راضی هستند همین است .

قرار است امروز عقد این پسر و دختر صورت بگیرد ، اما ویکتور و ویکتوریا هنوز همدیگر را نمی شناسند .

ویکتور برای تمرین ازدواج به جنگل می رود فضای جنگل فضایی مرده و تا اندازه ای ترس آور است .

ناگهان اتفاقی بسیار عجیب پیش می آید ، عروس مرده ای که توسط مردی شیاد قلبش ایستاده بود ، با تپش یک عشق پا به دنیای زندگان می گذارد و داستان آغاز می شود .

در ادامه عروس مرده ویکتور را به همراه خود به دنیای مردگان می برد ، دنیایی که دنیای مردگان نامیده می شود برخلاف دنیای زنده ها شور و زندگی در آن به زیبایی در جریان است .

.بله فاصله میان دنیای زندگان و مردگان بسیار است ، در میان زنده ها دوزو کلک ، دروغ ، ریا ، دورویی ، بی مهری ، سوء استفاده و …. وجود دارد ، اما در میان مرده ها ما هیچ یک از اینها را نمی بینیم .

.

این انیمیشن، به دلیل اینکه مدام از فضای زندگان به مردگان میرود و ما تفاوت بین شادی و رنگ در دنیای مردگان و برعکس، دلسردی و بی رنگی را در دنیای زندگان میبینیم پیام اساسی را درک میکنیم.

تیم برتون میخواهد بگوید که انسان هایی که درگیر زندگی های روزمره میشوند و از شادی ها دور میشوند و نمیرقصند و موسیقی گوش نمیدهند و بقیه را فقط از طریق ظاهرشان قضاوت میکنند، در اصل زندگی واقعی نمیکنند.

این انیمیشن به دلیل نشان دادن این تضادها، که مفهوم درونی اش تاثیر ماندگاری بر بزرگسالان میگذارد و همچنین گنجاندن لحظات شاد و پر رنگ برای کودکان که تاثیر ناخودآگاه بر روی آنها میگذارد، بسیار مورد توجه است.