- تبلیغات -

قصه برای اولین بار

قصه برای اولین بار

زمان مطالعه مطلب ۴ دقیقه

قصه برای اولین بار

سلام سلام آی بچه های مهربون، کوچولوهای خوش‌زبون

امروزم با قصه‌های رعنا به خونه‌های شما اومدیم.

قصه: برای اولین بار

وقتی کشتی قرمز و آبی برای اولین بار به آب انداخته شد، صدای خنده‌اش رو همه شنیدند.

همه‌ی ماهی‌ها و لاک‌پشت‌ها، همه‌ی ماهیگیرها و غواص‌ها، همه‌ی قایق‌های بادی و پارویی و همه‌ی مسافرها و آدم‌های کنار ساحل.

کشتی قرمز و آبی از خنکی آب خوشش اومد و روی موج‌ ها بالا و پایین پرید.

قایق ماهیگیری به اون گفت:

انقدر سر و صدا نکن.

اما کشتی قرمز و آبی خوشحال بود و آب و آب‌ بازی را خیلی دوست داشت.

قایق ماهیگیری با بداخلاقی به اون گفت:

نشنیدی؟ خیلی شلوغ می‌کنی ها !!!

اولین باره که کسی جرات می‌کنه روی صورت من آب بپاشه !!!

بعد چشم‌هاش رو بست و خوابید.

روز بعد قایق ماهیگیری وسط دریا چرت می‌زد و خبر نداشت که تنش سوراخ شده و آب یواشکی همه‌ی تنش رو داره پر میکنه.

دریا یه موج کوچولو و بعد یه موج بزرگتری توی صورتش پاشید.

قایق ماهیگیری یکدفعه با ترس از خواب پرید و تا اومد به خودش بجنبه ملوان‌ها اونو با طناب بالا کشیدند.

بالا و بالاتر و باز هم بالاتر و بردند توی کشتی قرمز و آبی.

اونوقت همه‌ی ماهی‌ها و لاک‌پشت‌ها و همه‌ی ماهیگیرها و غواص‌ها و همه‌ی قایق‌های بادی و پارویی و همه‌ی مسافرها و آدم‌های کنار ساحل صدای خنده‌ی قایق ماهیگیری رو شنیدند.

مرسی کشتی قرمز و آبی.

ازت ممنونم.

خب دوستای خوبم امیدوارم که از این قصه خوشتون اومده باشه
تا یه روز دیگه و یه قصه دیگه خدانگه دار

قصه‌گو: رعنا

 

نظرات

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.