- تبلیغات -

قصه کودکانه خلبان می‌شوم

قصه کودکانه خلبان می‌شوم

زمان مطالعه مطلب ۴ دقیقه

قصه کودکانه خلبان می‌شوم


سلام سلام آی بچه های مهربون، کوچولوهای خوش‌زبون

امروزم با قصه‌های رعنا به خونه‌های شما اومدیم.

قصه کودکانه خلبان می‌شوم

گاستن هواپیمای زیبایی داره. اون خلبانه و هواپیما می‌رونه.

اینجا هم فرودگاه هواپیمای اونه. گاستن با هواپیماش در هوا پرواز می‌کنه و از ابرها بالاتر و بالاتر می‌ره.

شادترین لحظه زندگی اون، لحظه‌ایه که پرواز می‌کنه.

گاستن سوار هواپیماش می‌شه و هواپیما رو روی باند پرواز به حرکت درمی‌آره و با سرعت جلو می‌ره.

سرعت اون هرلحظه بیشتر و بیشتر می‌شه.

لحظه هیجان انگیزیه؛ هواپیما آدم رو از روی زمین بلند می‌کنه و به پرواز درمی‌آد و بالا و بالاتر می‌ره.

هواپیمای گاستن توی هوا هست.

اون بالا می‌ره و اوج می‌گیره و پایین میاد.

حالا در آسمون می‌چرخه و وارونه می‌شه و سرش رو به پایینه.

دوباره بالا می‌ره و پایین میاد و این‌بار سرش صاف و روبه بالاست.

حسابی با هواپیماش مانور می‌ده و در آسمون می‌چرخه و از این‌کار لذت می‌بره.

آخه می‌دونین؟ گاستن عاشق حرکات نمایشیه.

گاستن دوباره حرکات نمایشی انجام می‌ده.

می‌چرخه و توی آسمون سرعت می‌گیره.

این‌کار براش از هر کار دیگه‌ای زیباتره.

گاستن همیشه با خودش فکر می‌کنه که هواپیما خیلی خوبه.

اون خودش رو با هواپیما سرگرم می‌کنه و عاشق خلبانیه.

ولی دیگه زمان برگشتن به زمین رسیده.

پس به برج مراقبت فرودگاه خبر می‌ده تا باند فرود رو براش خالی کنند و برای فرود هواپیماش آماده باشند.

گاستن سرعت هواپیما رو کمتر و کمتر می‌کنه.

خیلی آروم چرخ‌های هواپیما رو باز می‌کنه و به باند فرود نزدیک می‌شه.

هواپیما روی زمین می‌شینه و یه کم جلوتر متوقف می‌شه.

گاستن می‌دونه که دوباره خیلی زود پرواز می‌کنه چون اون هوانوردی و حرکات نمایشی در آسمان رو خیلی دوست داره.

خب دوستای خوبم امیدوارم که از این قصه خوشتون اومده باشه
تا یه روز دیگه و یه قصه دیگه خدانگه دار

قصه‌گو: رعنا

 

نظرات

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.