دسته: قصه های صوتی زیر 3 دقیقه

قصه کودکانه سن ملا و برادرش
قصه کودکانه سن ملا و برادرش

قصه کودکانه سن ملا و برادرش

قصه کودکانه سن ملا و برادرش داستان حساب کردن سن برادر ملا و ملا است که ملانصرالدین در جواب پرسش دوستش حرف بامزه‌ای می‌زند. (بیشتر…)

قصه کودکانه خداروشکر الاغم گم شد
قصه کودکانه خداروشکر الاغم گم شد

قصه کودکانه خداروشکر الاغم گم شد

روزی از روزها ملانصرالدین الاغش را گم کرد.

ملا کوچه به کوچه به دنبال الاغش گشت و سراغ الاغش رو از همه گرفت و … (بیشتر…)

قصه کودکانه کیف مامان جیرجیرک
قصه کودکانه کیف مامان جیرجیرک

قصه کودکانه کیف مامان جیرجیرک

قصه کودکانه مامان جیرجیرک داستان مامان جیرجیرکی است که یک کیف قرمز کوچولو  دارد و هر چی می‌خرد توی اون می‌گذارد تا اینکه یک روز وسایل کیفش موقع باران روی زمین می‌ریزد  و خیس می‌شود. مامان جیرجیرک هم‌ می‌فهمد که کیفش کوچک است برای همین کیف بزرگتری را دستش می‌گیرد. (بیشتر…)

قصه کودکانه خواب ملانصرالدین
قصه کودکانه خواب ملانصرالدین

قصه کودکانه خواب ملانصرالدین

قصه کودکانه خواب ملانصرالدین داستانی در مورد ملا است که در خواب می‌بیند یک نفر به او بدهکار است. اما وقتی از خواب بیدار می‌شود . . .

سلام سلام آی بچه‌های مهربون  کوچولوهای خوش زبون

امروزم با یکی دیگه از قصه‌های رعنا به خونه‌های شما اومدیم

قصه کودکانه خواب ملانصرالدین

یه شب ملا در خواب دید بخاطر طلب‌اش با یک مرد دعوا می‌کنه.

ملا می‌گفت:

تو به من صد دینار بدهکاری.

اما مرد می‌گفت:

اشتباه می‌کنی. من فقط یک دینار بدهکارم.

ملا توی خواب هی داد و فریاد کرد که از صدای خودش بیدار شد.

وقتی ملا متوجه شد که همه چیز رو خواب می‌بینه فوری چشم‌هایش رو بست و گفت:

عیب نداره. عیب داره رفیق. آقا همون یه دینار رو هم بدهی من راضی‌ام. فقط همین حالا بده.

خب بچه‌های خوبم امیدوارم از قصه‌ امروز خوشتون اومده باشه،

تا یه روز دیگه و یه قصه یا حکایت قشنگ دیگه خدانگه‌دار

قصه‌گو: رعنا

شعر کودکانه شهر خواب
شعر کودکانه شهر خواب

شعر کودکانه شهر خواب (بیشتر…)

قصه کودکانه دم خروس ملا
قصه کودکانه دم خروس ملا

قصه کودکانه دم خروس ملا حکایت دزدیده شدن خروس ملا توسط دزد است و ملاقات ملا با دزد که دزد به ملا می‌گوید من خروس تو را ندیده‌ام اما . . . (بیشتر…)

قصه کودکانه اتاق پنج دری
قصه کودکانه اتاق پنج دری

قصه کودکانه اتاق پنج دری یکی دیگر از حکایت‌های ملانصرالدین است. روزی کدخدا مهمانی گرفته بود و ملا هم دعوت بود و کدخدا در اتاق پنج دری از ملا سوالی کرد و . . . (بیشتر…)

شعر کودکانه عید
شعر کودکانه عید

شعر کودکانه عید، شعری جذاب و کودکانه با کلماتی ساده و قابل درک برای همه کودکان است که آن‌ها را با حال و هوای عید و سال نو آشنا می‌کند و از دگرگونی طبیعت برای آن‌ها می‌گوید.

(بیشتر…)

قصه کودکانه جوجه غول‌ها
قصه کودکانه جوجه غول‌ها

قصه کودکانه جوجه غول‌ها درباره گفتگوی جوجه‌ها و گربه‌ی ترسو هست که پایین درخت نشسته است و از گفتگوی جوجه‌ها می‌ترسد و … (بیشتر…)

قصه کودکانه لنگ امیر
قصه کودکانه لنگ امیر

قصه کودکانه لنگ امیر حکایت هم‌زمان شدن حمام رفتن ملانصرالدین و امیر شهر است که به گفتگوی آن دو در مورد ارزش امیر منجر می‌شود و… (بیشتر…)