رعنا استوری

برچسب: مقاله آموزشی

چگونه بدون فریاد زدن کودکان را وادار به گوش‌دادن کنیم
چگونه بدون فریاد زدن کودکان را وادار به گوش‌دادن کنیم

چگونه بدون فریاد زدن کودکان را وادار به گوش‌دادن کنیم

چگونه بدون فریاد زدن کودکان را وادار به گوشدادن کنیم؟

شما در حال صحبت‌کردن هستید اما هیچ‌کس گوش نمی‌کند. احساس معلم کارتون اسنوپی را دارید.

شما خوش‌اخلاق و صبور بودید. بیش از سه‌بار حرف‌هایتان را تکرار‌ کرده‌اید ولی دیگر صبرتان تمام‌ شده ‌است. با خود فکر می‌کنید:

” چرا کاری را که از آنها می‌خواهم انجام نمی‌دهند؟”

“وقتی من بچه بودم اگر چنین رفتاری داشتم حتما تنبیه می‌شدم!!”

” خسته‌ شدم. آیا من تنها والد روی زمینم که چنین مشکلی دارد؟”

احساس کلافگی و نادیده گرفته‌ شدن می‌کنید. حس می‌کنید به شما بی‌احترامی شده‌است… دیگر وقت آن است که وارد عمل ‌شوید.

با خود فکر می‌کنید: “غرزدن، فریادکشیدن، ایجاد حس شرم، باج دادن. چطور می‌توانم فرزندم را وادار به گوش دادن کنم؟”

بهجای متوسلشدن به تکنیکهای تربیتی که باعث ایجاد حس گناه در شما و یا تخریب ارتباط شما با فرزندتان میشوند، با استفاده از پنج استراتژی ساده زیر کودک را تشویق به گوشکردن کنید.

1. از همان ابتدا حس همکاری کودک را برانگیزید

اگر فرزند شما دارای شخصیتی سرسخت و مصمم است (یا به زبانی ساده‌تر لجباز است) احتمالا هرگاه که شما قصد اعمال قدرت دارید یعنی از کودکتان می‌خواهید کاری انجام دهد یا دست از انجام حرکت ناشایستی بردارد، با نوعی مقاومت از سوی او مواجه می‌شوید.

 رفتارهایی هم‌چون:

  • سرپیچی
  • حاضرجوابی
  • مسخرهکردن
  • و یا شاید پذیرش ظاهری فقط برای اینکه دست از سرش بردارید تا دوباره شما و درخواست‌تان را نادیده بگیرد.

سوال این‌است که چه کنیم؟

بهجای برخورد با کودک با استفاده از زبان بدن تهدیدآمیز (که باتوجه به رفتارهای گذشته کودک یک موضع قابل درک است) ببینید آیا میتوانید رویکردی تیمی پیش بگیرید که حس همکاری را در آنها برانگیزد؟

جایی بایستید که کودک بتواند شما را ببینید و صدایتان را بشنود. حتی می‌توانید به آرامی به شانه او بزنید تا حضور شما را حس کند. قبل از اینکه شروع به صحبت کنید مستقیم به چشمان او نگاه‌ کنید. با او ارتباط بگیرید. مطمئن شوید که کودک آنچه را که شما می‌گویید می‌شنود. این یعنی نباید از اتاق کناری فریاد بزنید: “کفش‌هایت را بپوش! دیر است!” حتی با مهربان‌ترین یا مودب‌ترین لحن، دستورات تدافعی، عجولانه یا از فاصله زیاد ممکن است از همان آغاز باعث مقاومت کودک و شکست شما شود.

وقتی توجه کودک را به خود جلب کردید، درخواست خود را با حالت تهاجمی و اجبار بیان نکنید و کلام خود را تلطیف‌ کنید. از کلماتی مثل باید و نمی‌توانی استفاده نکنید، زیرا این کلمات تحریک‌آمیز باعث ایجاد حالت تدافعی می‌شوند. به جای این کلمات از عبارات جلب‌کننده استفاده‌ کنید.

  • “باید الان اتاقت را تمیز کنی” به “وقت جمع کردن اسباب‌بازی‌هاست” تبدیل می‌شود.
  • “باید همین الان بیایی سر میز شام” به ” وقت شام است” تبدیل می‌شود.
  • “الان دیگر نمی‌توانی بازی کنی چون باید غذا بخوریم” به “می‌توانی بعد از شام کمی بیشتر بازی کنی” تبدیل می‌شود

 

2.به‌جای نشان‌دادن عکسالعمل، پاسخدهید

وقتی توجه کودک را جلب کردید، اگر با مقاومت روبه‌رو شدید به جای اینکه عکس‌العمل نشان دهید، با بازپس‌گیری قدرتتان به کودک پاسخ‌ دهید.

مقاومت و مخالفت کودک با شما به همان اندازه که می‌تواند یک حمله شخصی، یک نقشه دقیق برای عصبانی‌ کردن شما و یا نشانه‌ای از یک نقص شخصیتی بزرگ در کودک باشد (که به مرور زمان بدتر شده و باید اصلاح ‌شود)، فراتر از معنای تحت‌الفظی مقاومت است و می‌تواند هر کسی را از پای درآورد.

کودک نسبت به همه‌چیز مقاوت غیر قابل باوری نشان می‌دهد. مقاومت به تغییر، مقاومت نسبت به اینکه برایش تعیین تکلیف شود، مقاومت نسبت به هر چیز نامعلوم در پیش رو، مقاومت نسبت به استفاده از سلولهای مغزی برای اجابت درخواست حتی درست و منطقی شما.

وقتی عکس‌العمل‌ها و ترس‌های خود را رهاکنید (یعنی احساس هراس، مورداهانت و بی‌احترامی قرارگرفتن و غیره) می‌توانید همه انرژی خود را برای پاسخ‌ دادن به کودک صرف کنید. (یعنی برقراری ارتباط با کودک و هدایت رفتاری او)

پاسخ صحیح به کودک دادن به جای نشان دادن عکس‌العمل آن هم وقتی که آزرده یا عصبانی هستید، کار راحتی نیست، اما حفظ خونسردی هنگامی که می‌‌خواهید الگوی مناسبی برای کودک باشید، از همه چیز مهمتر است.

به جای تربیت با ایجاد حس ترس، شرم یا انواع دیگر قدرت‌های اجباری، وقتی تلاش خود را بر پاسخ‌دهی به رفتار نامناسب کودک متمرکز می‌کنید، می‌بینید که با درصد موفقیت خیلی بالاتری می‌توانید کودک را ملزم به انجام کاری که می‌‌خواهید بکنید

سه اصل مهم را فراموش نکنید و به کار ببندید.

  • . مهربان بودن
  • احترام‌گذاشتن
  • مسئول بودن  

انضباط  از ریشه “disciple”  و به‌معنای هدایت و راهنمایی با الگوسازی بوده و بخش حیاتی تربیت مثبت، تربیت با عشق مداوم، مشخص و قاطعانه است. پاسخدادن به جای نشان‌‌دادن عکس‌العمل به رفتار کودک به معنای آسان‌ گرفتن نیست. بلکه به این معناست که در عین قاطعیت و احترام، به کودک خود آنچه را که در آن لحظه از او انتظار می‌رود تفهیم‌ کنید.

 

3. گفته های کودک را برایش بازگوکنید

برای راهنمایی کودک از لحن صدای آرام استفاده‌کنید. مثل صدای خانم و یا آقایی که در اپلیکیشن‌های نشان دهنده مسیر، هرگز وقتی مسیر را اشتباه‌ می‌روید، سر شما فریاد نمی‌زند یا به شما احساس گناه نمی‌دهد. او به سادگی دوباره مسیر جدیدی را به شما نشان داده و هدایت‌تان می‌کند. “در خروجی بعدی به چپ بپیچید”. درحالیکه فقط حقایق را بیان می‌کنید، از نشان دادن هرگونه قضاوت یا آزردگی که ممکن است نسبت به مقاومت کودک داشته باشید، در کلمات و صدای خودداریکنید.:

  • تو دوست‌داری با لگوهایت بازی ‌کنی
  • به تو خوش می‌گذره

متوجه احساسی که کودک با آن درگیر است باشید و آن را هم با خونسردی و با نهایت همدلی که می‌توانید بیان‌ کنید.

همانطور که خم می‌شوید تا هم‌قد کودک قرار بگیرید، با او ارتباط چشمی برقرار کنید و بگویید:

  • متوجهم. تو ناراحتی و می‌‌‌‌خواهی به بازی‌کردن با لگوهایت ادامه ‌بدهی
  • تو عصبانی هستی و می‌خواهی بیشتر بازی‌ کنی

نکته: در جمله‌های اولیه شما فقط حرکت و فعالیت کودک را مد نظر قرار دادید اما در دو جمله‌‌های دوم  شما در واقع هم در مورد عمل و هم در مورد احساس کودک نسبت به فعالیت صحبت کردید و اینگونه احساس همدلی و درک شدن را به کودک خود منتقل کردید.

این بازگوکردن یا همدلی در مورد نوجوانان هم موثر است، اگرچه مشخصا کلمات و موقعیت‌ها تغییر می‌کنند. نکته کلیدی این است که وقتی مکث می‌کنید تا آنچه را که کودک می‌گوید (یا فکر می‌کنید ممکن است بگوید یا احساس‌کند) برایش بازگوکنید، مانند این‌است که دکمه توقف هرگونه عکس‌العمل ناخودآگاه و پیش‌فرضی را فشار می‌دهید و به‌جای‌ آن با کودک همدلی می‌کنید. یک کلمه محبت‌آمیز و به‌جا یا بغل‌کردن کودک می‌‌تواند کاملا اوضاع را تغییردهد و شکستن مقاومت او را تسهیل کند.

به عبارت بهتر با همدلی می‌توان حس همکاری را در کودک ایجاد کرد. وقتی به کودک حس درک‌شدن و شنیده ‌شدن بدهید، در واقع کمک ‌می‌کنید او بهتر به شما گوش‌کند.

 

4. حالا که با آرامش توجه کودک را جلب کردید، خواسته خود را دوباره بیان ‌کنید

از کلمات ساده و جلب‌کننده استفاده ‌کنید. هرچه مشخص‌تر، ملموس‌تر و عملی‌تر بهتر:

  • ” وقت شام است. دست مرا بگیر تا باهم سر میز برویم. وقتی شام خوردیم می‌توانیم با لگوها بازی‌کنیم”

تصویری جذاب از آنچه از کودک می‌خواهید برایش مجسم‌کنید تا او خود را در ذهنش در حال انجام آن کار ببیند و از شرح دقیق آنچه نمی‌خواهید انجام‌ دهند اجتناب‌کنید.

  • “خداحافظ لگوها. بعد از شام شما را می‌بینیم” برای کودک 2-3 ساله
  • “بیا دکمه توقف را فشار‌دهیم (درحالیکه یک دکمه خیالی را فشار می‌دهید و از کودک هم دعوت می‌کنید همین کار را انجام‌دهد.” و دوباره بعد از شام برمی‌گردیم پیش لگوها” برای کودک 4-5 ساله
  • “وقت شام است. بیا برویم. اول چه چیزی می‌خوری؟” یا هر سوال مرتبط و جالب دیگری که باعث می‌شود کودک بزرگتر از پنج سال شما به کاری که از او می‌خواهید فکر کند.

 

5. ثابت‌قدم باشید

مولفه آخر برای اینکه کودک به شما گوش‌ دهد، ثبات است. وقتی طعم شیرین موفقیت در از بین ‌بردن مقاومت کودک بدون فریادزدن را بچشید، در دفعات بعدی برانگیختن حس همکاری در کودک برای‌تان خیلی آسان‌تر خواهد بود. بااینکه تغییر روش‌های قدیمی و استفاده از این روش جدید ممکن است کمی پیچیده‌تر از مثال‌های بالا باشد، ثابت‌قدم باشید.

اگر شما و فرزندتان در مورد موضوعی باهم اختلاف دارید، در زمان مناسبی بدون درگیری در مورد آن باهم صحبت‌کنید. می‌توانید با چیزی مثل “متوجه‌ شدم که برای رفتن سر میز شام همیشه بین ما جنگ و دعوا پیش می‌آید. چه‌کار می‌توانیم برای حل این مشکل انجام ‌دهیم تا هردوی ما درنهایت حس خوبی داشته‌باشیم؟ ما در یک تیم هستیم و من می‌خواهم تو هم از هر تصمیمی که گرفتیم راضی باشی. تو ایده‌ای داری؟” شروع‌کنید و بعد گوش‌کنید. همه ایده‌های کودک را بنویسید، حتی آنهایی که معقول نیستند:

  • هردفعه که مستقیم سر میز شام بیایم، یک تکه شکلات جایزه می‌گیرم (فکر نمی‌کنم!)
  • فهمیدم! اگر همه به حرف تو گوش‌ بدهیم و برای یک هفته هر شب به موقع بیاییم سر میز شام، یک سگ می‌خریم! (هرگز!)”

همه ایده‌ها را با لبخند یادداشت کنید. در میان ایده‌های او ایده‌های خودتان را هم مطرح‌ کنید. اینکه اجازه‌ دهید در درست‌کردن این لیست کودک ایده‌های نامعقول خود را نیز ابراز کند، در نتیجه‌بخشی این جلسه‌ی دونفره بارش فکری سهم زیادی دارد (به این معنی که گفتن پیشنهاد و یا ایده‌ای از طرف شما یا کودک، ایده‌های جذاب‌تر و بهتر به سراغ شما و کودک خواهد آمد. پس نترسید و امتحان کنید.)، به‌خصوص برای کودکان بین سه تا نه سال. همه دوست‌دارند بخندند و ایده‌های احمقانه به شاد نگه‌داشتن جو حاکم کمک می‌کند. سعی‌کنید از این زمان لذت ببرید و خودتان هم چند ایده مسخره بدهید. در نهایت ایده‌ای را که هر دو می‌پسندید پیدا کنید و دور آن خط ‌بکشید. وقتی به کودک حتی سه ساله خود اجازه‌ می‌دهید بخشی از فرآیند یافتن راه‌حل باشد، او هم تلاش بیشتری برای موفقیت این راه‌حل در عمل می‌کند.

پیاده‌سازی هر پنج استراتژی‌

این مثالی از یک خانواده است که من به طور خصوصی با آنها کار می‌کردم. آنها با پسر پنج ساله خود که هر شب بدون استثنا موقع شام پاهایش را روی میز می‌گذاشت، درگیری داشتند. تذکرهای محبت‌آمیز مادر بی‌تاثیر بود. تکرار و تذکر تنها باعث کلافگی و عصبانیت می‌شد و نه‌ تنها سه کودک خردسال آنها به‌خاطر آشوبی که سر میز شام به پا می‌شد نمی‌توانستند غذا‌ بخورند، بلکه هدف والدین که استفاده از این فرصت برای برقرای ارتباط بین اعضای خانواده و در میان گذاشتن وقایع روز با یکدیگر در حین صرف یک غذای سالم با آرامش بود، (غذایی که مادر برای پخت آن بیش از یک ساعت وقت صرف‌کرده‌بود) هرشب نقش‌ بر ‌آب می‌شد. حتی ایده‌های جالب مادر برای مفرح‌کردن زمان شام و برانگیختن حس همکاری پسرش و تشویق او به رفتار درست، به جای کمک به بهتر ‌شدن اوضاع به‌تدریج تبدیل به یک وظیفه اضافی شده‌بود.

در اینجا بود که این خانواده دکمه ریست را فشار دادند.

پس از تنها دو جلسه یک‌ساعته پشتیبانی، مادر این کودک تصمیم‌گرفت از پسرش بخواهد در یافتن راه‌حل به او کمک‌کند. بنابراین از گام‌های بالا استفاده‌کرد. او با استفاده از یک رویکرد تیمی خودمحور، در زمانی مناسب و با آرامش سراغ مشکل رفت. او این‌بار بدون استفاده از کلمات تحریک‌ کننده مشکل و هدف خود را بازگو کرد و از پسرش خواست ایده‌های خود را مطرح‌کند. او همه ایده‌های پسرش را یادداشت‌کرد. در طی این فرآیند او آرام بود و توانسته‌ بود با پسرش ارتباط بگیرد، با اینکه در مورد رفتار نامناسبی گفتگو می‌کردند که هفته‌ها او را آزار داده‌ بود.

درآخر پسرش ایده بسیار خوبی داده ‌بود:

او تصمیم‌گرفت اگر یک نوار کاغذ با حاشیه ضربدر زده شده به میز بچسباند، یادش می‌ماند که پاهایش را روی زمین نگه‌ دارد.

و هورا. به همین سادگی مشکل حل شد. او آن شب طبق قانون خانواده پاهایش را زیر میز نگه‌ داشت و ازآن پس به این قانون پایبند بود. به این ترتیب جنگ هر شب متوقف‌ شد.

شما و خانواده‌تان در چه موردی نیاز به بهتر گوش‌کردن دارید؟ خیلی دوست‌دارم که بشنوم چطور این پنج استراتژی را امتحان می‌کنید و به همراه خانواده‌تان به چه نتیجه‌ای می‌رسید. هر کجا که زندگی می‌کنید و در هر گوشه و کنار این جهان هستید، تجارب خود را با ما و دیگر اعضای خانواده‌ی بزرگ رعنااستوری به اشتراک بگذارید تا زندگی شادتر و سالم‌تری برای کودکان دلبندمان فراهم آوریم.

هدف ما داشتن کودکانی شادتر و سالم‌تر است، لطفا با نظرات و پیشنهادات خود ما را در ادامه این راه یاری کنید.

منبع:

How to Get Kids to Listen Without Yelling

از سایت:

parentingbeyondpunishment.com

ترجمه و بازنویسی:

رعنا جعفری

25 اردیبهشت 98

پیش‌گفتار مقاله چگونه بدون فریاد زدن کودکان را وادار به گوش دادن کنیم
پیش‌گفتار مقاله چگونه بدون فریاد زدن کودکان را وادار به گوش دادن کنیم

پیش‌گفتار مقاله چگونه بدون فریاد زدن کودکان را وادار به گوش دادن کنیم

 

هزاران درود بر همراهان همیشگی رعنااستوری

آرمان با توام! صدامو می‌شنوی؟ نکن! صدای تلوزیون رو کم کن!

تینا وسایلت‌ رو جمع کن! چرا اتاقت اینجوریه! مهدی فریاد نزن! آروم باش!  ووو ….

اگر کودکی در خانه داشته باشید قطعا بارها و بارها این جملات را تکرار کرده‌اید و نه تنها در نهایت هیچ نتیجه‌ای عایدتان نشده، بلکه خانه به میدان جنگ و کل کل میان شما و کودکتان تبدیل شده‌است.

تمام پدرها و مادرها در سراسر دنیا با مشکلاتی این‌چنینی درگیر هستند و به دنبال راه‌کاری می‌گردند تا کودکشان صدای آن‌ها را نشنیده نگیرد و به توصیه‌های آن‌ها به گوش دهد.

خبر خوب این‌است که اگر شما بتوانید آگاهانه و با خونسردی رفتار کنید و رفتارهای خود را مدیریت کنید به احتمال قوی، کودکانتان حرف‌های شما را گوش خواهند کرد.

هفته پیش مقاله ای با عنوان آموزش احترام در کودکان به شما تقدیم کردیم و پیشنهاد می‌کنم حتما به همراه این مقاله، مقاله هفته گذشته را نیز مطالعه کنید. قطعا برای شما راه‌گشا خواهد بود.

تربیت بدون فریاد ، مبحث بسیار مهمی است که علم روز دنیا ثابت کرده است بر کودکان تاثیر بسیاری دارد و شما را در تربیت فرزندتان و ایجاد فضای توام با امنیت و آرامش یاری خواهد کرد.

ما به شما 5 استراتژی و راه‌کار مفید و کاربردی برای تربیت کودکان دلبندمان بدون فریاد و تنش خواهیم گفت. اما به خاطر بسپارید که انجام هر راه‌کاری نیازمند رفتار مهربانانه و توام با قاطعیت شما به عنوان والد می‌باشد. هیچ راه‌کاری یک شبه نمی‌تواند تنش را از میان شما و کودکتان بردارد اما قطعا اگر مداومت داشته باشید شگفت زده خواهید شد.

از تمام شما خواهش می‌کنم این راه‌کارها را امتحان کنید. وقتی طعم شیرین آرامش توام با احترام در فضای خانه‌هایتان احساس کردید، قطعا ادامه خواهید داد.

عنوان مقاله: چگونه بدون فریاد زدن کودکان را وادار به گوش دادن کنیم؟

1. از همان ابتدا حس همکاری در کودک را برانگیزید.

2. به جای نشان دادن عکس‌العمل پاسخ دهید.

3. گفته‌های کودک را برایش بازگو کنید.

4. وقتی با آرامش توجه کودک را جلب کردید، خواسته‌های خود را دوباره بیان کنید.

5. ثابت قدم باشید.

ما در هر مرحله به شما توضیح می‌دهیم که چه کارهایی باید انجام دهید، اما کلید موفقیت شما در تربیت بدون فریاد همکاری توام با مداومت شما والدین با یکدیگر است.

در تمام مراحل این موضوع را لحاظ کنید که فرزند شما کودک است و جذابیت‌های دنیای بیرون، شیرینی، تلوزیون، بازی و…. به حدی زیاد است که ممکن است او صدای شما را نشنود. پس همیشه از این‌ که کودک صدای شما را می‌‌شنود و درک می‌کند که چه می‌گویید مطمِئن شوید.

 

هدف ما داشتن کودکانی شادتر و سالم‌تر است. لطفا با نظرات و پیشنهادات خود ما را در ادامه این راه یاری کنید.

منبع:

How to Get Kids to Listen Without Yelling

از سایت:

parentingbeyondpunishment.com

ترجمه و بازنویسی:

رعنا جعفری

25 اردیبهشت 98

 

6 روش بسیار موثر آموزش کودکان برای احترام گذاشتن به دیگران
6 روش بسیار موثر آموزش کودکان برای احترام گذاشتن به دیگران

6 روش بسیار موثر آموزش کودکان برای احترام گذاشتن به دیگران

هزاران درود بر همراهان همیشگی رعنااستوری

خیلی روزها، وقتی در کنار دوستانم می‌نشینم و پای صحبت‌ها و درد دل مادرانه به میان می‌آید، درد مشترک بین همه مادرها یا بهتر بگویم همه والدین بی‌توجهی و بی‌احترامی است که فرزندان‌شان نسبت به آن‌ها دارند. کودکان عموما وقتی در حال انجام کاری هستند، صدای ما را نشنیده می‌گیرند. تهدید و تنبیه هم انگار تاثیری در بهتر شدن اوضاع ندارد.

دوستی می‌گفت: کافی است به یک مهمانی برویم، تمام شاهکارهای عجیب غریب از رفتارهای زشت و بی احترامی به یک‌باره در دختر وپسرم پدیدار می‌شود.

خلاصه این کودکان نیم وجبی این‌ روزها همه را مستاصل کردند و به چه کنم چه کنم انداخته‌اند. حاضرجوابی‌ها و رفتارهای پرخاشگرانه گاهی مکمل این رفتارهای کودک می‌شوند و ما را از کوره به در می‌برند.

اگر شانس بیاوریم و کودک ما لجباز نباشد، ممکن است در مقطعی از زمان فریاد زدن و یا تهدید او جوابگو باشد اما مطمئن باشید که در طولانی مدت فریادها و تنبیه‌های گاه و بیگاه ما نه تنها اثر مثبت نخواهد داشت بلکه کودک را جسورتر و بدرفتارتر خواهد کرد.

سوال این‌است: در مقابل بی احترامی و بدرفتاری کودکمان چه کنیم؟ چگونه احترام گذاشتن و مودب بودن را به کودکمان بیآموزیم؟ تاثیرگذارترین و بهترین رفتار برای اینکه کودکانمان  به حرف‌ها و کلمات ما توجه کنند، چیست؟

در مقاله این هفته ما 6 راه‌کار مفید و کاربردی آموزش کودکان برای احترام گذاشتن به دیگران را خواهیم آموخت.

فراموش نکنید که ما دنبال تربیت کودکان بله قربان‌گو نیستیم. ما می‌خواهیم که کودکان‌مان احترام گذاشتن به خود و دیگران را به درستی بیاموزند تا مسیر زندگی را شادتر و سالم‌تر طی کنند.

عنوان مقاله: 6 روش بسیار موثر آموزش کودکان برای احترام گذاشتن به دیگران

‌در این مقاله می‌خوانیم:

  • آموزش احترام به کودک
  • نکاتی برای آموزش کودکان برای احترام به دیگران
  1. خونسردی خود را حفظ کنید
  2. علت بی احترامی را بیابید
  3. به طورعملی به کودک خود نشان دهید و به کودکتان احترام بگذارید.
  4. تربیت قاطعانه همراه با محبت
  5. به کودکان‌تان دلایل واقعی برای احترام گذاشتن به خودتان را بدهید.
  6. وقتی خراب‌کاری و اشتباه می‌کنید، عذرخواهی کنید

 

هدف ما داشتن کودکانی شادتر و سالم‌تر است. لطفا با نظرات و پیشنهادات خود ما را در ادامه این راه یاری کنید.

 

منبع:

Teaching Kids Respect – 6 Highly Effective Tips

سایت:  parentingforbrain.com

ترجمه و بازنویسی:

رعنا جعفری

17 اردیبهشت 98

 

6 روش بسیار موثر آموزش کودکان برای احترام گذاشتن به دیگران

 

6 روش بسیار موثر آموزش کودکان برای احترام گذاشتن به دیگران

آموزش احترام به کودکان

فرض کنید در یک رستوران هستید. زنی که پشت میز کناری شما نشسته است، بشکن می‌زند و سر پیشخدمت فریاد می‌کشد: “آهای، سفارش مرا اشتباه آوردی! عجب پیشخدمت سربه‌هوایی هستی! زودباش غذای مرا بیاور! همین حالا!”

شما چه فکری در مورد این شخص می‌کنید؟

شما را نمی‌دانم اما من که فکر می‌کنم او خیلی گستاخ و بی‌ادب است. چرا فکر می‌کند حق دارد با پیشخدمت به آن شکل تحقیرآمیز حرف بزند؟

اکثر افرادی که من می‌شناسم چنین برخوردی با دیگران ندارند، چه با دوستان‌شان و چه با غریبه‌ها. اما بعضی از آنها خود را کاملا محق می‌دانند که با کودکان‌شان این‌طور صحبت کنند.

مادری با عصبانیت به پسرش می‌گوید: “هی، بهت گفتم این کار را نکنی. تو واقعا پسر بدی هستی. حالا برو توی اتاقت و تا نگفتم بیرون نیا! همین حالا!”

متوجه این پارادوکس هستید؟ چرا بین نوع رفتار ما با دیگران و رفتارمان با فرزندان‌مان تا به این حد تفاوت وجوددارد؟

نکاتی برای آموزش احترام به کودکان

روش‌‌هایی که در ادامه آمده است ممکن است برای برخی والدین تعجب‌برانگیز باشد، اما حقیقت این است که ما نمی‌توانیم در حالی که خود رفتار محترمانه‌ای با کودک نداریم، به او بیاموزیم که به دیگران احترام بگذارد. در ادامه به شش کاری که می‌توانید انجام ‌دهید تا فرزندتان برای شما احترام قائل شود اشاره ‌شده‌است.

1. خونسردی خود را حفظ کنید

چند روز پیش دخترم مشغول خوردن شیرینی بود و می‌‌خواست وارد اتاق من شود. با هرگازی که می‌زد خرده‌های شیرینی از دهان‌اش روی زمین می‌ریخت. من به او گفتم که با شیرینی وارد اتاق من نشود. با هر پله‌ای که بالا می‌رفت درخواستم را تکرار کردم. یک بار دیگر هم وقتی دم در اتاقم بود از او خواستم که با شیرینی داخل اتاق نشود. اما در نهایت او توجهی به درخواست من نکرد و با شیرینی وارد اتاق شد و کف اتاق را پر از خرده شیرینی کرد.

من عصبانی بودم. منفجر شدم و فریاد زدم: “مگر نشنیدی که گفتم با شیرینی وارد اتاق نشو؟”

او به من نگاه کرد و بعد رویش را برگرداند و از اتاق بیرون رفت.

خوب این اتفاق چه درسی برای ما دارد؟

که فقط فریاد زدن برای کودکانی که گوش نمی‌دهند موثر است، درست است؟

خیر

دخترم به حرف من گوش‌نداد چون نمی‌توانست. من مقابل او نایستادم، با او ارتباط چشمی برقرار‌ نکردم و مطمئن نشدم که او به آنچه می‌گویم توجه دارد.

به جای آن فقط پشت میزم نشستم و درحالیکه او حواسش کاملا به طعم شیرینی‌ خوشمزه‌ای بود که داشت می‌خورد‌، فریادزنان به او دستوردادم. و ته‌مانده حواس و توجه‌اش هم صرف این شد که از پله‌ها نیفتد. او به سادگی فقط نمی‌توانست به من توجه کند تا زمانی که وارد اتاق شد و مرا دید.

اما ماجرا از نظر من اینطور بود که فکرمی‌کردم او آنچه را به او گفتم شنیده اما آن را نادیده‌گرفته‌است. من فکرکردم او به من و درخواستم بی‌احترامی کرده است. بنابراین عصبانی شدم. احساساتم بر من غلبه کرد و به جای اینکه علت رفتار او را پیدا کنم، سرش فریاد زدم.

من به او احترام نگذاشتم.

من بدون اینکه به این اهمیت بدهم که او درحال انجام کاری است، از اتاق دیگری سرش فریاد زدم. و وقتی انتظارات مرا برآورده نکرد، رفتار بی‌ادبانه‌ای با او داشتم. من به او نشان دادم که فقط به نیازهای خودم اهمیت می‌دهم. من به او نشان دادم که وقتی کسی  کلافه است اجازه ‌دارد بی‌ادبانه و غیرمحترمانه رفتارکند.

من الگوی خوبی برای نشان‌دادن همدلی، احترام و کنترل خود نبودم.

درست ‌است که غالبا موقعیت‌هایی پیش می‌ِآید که کودکان رفتارهای غیرمتعارف یا توهین‌آمیز از خود نشان می‌دهند، اما این ممکن است فقط به این خاطر باشد که در آن سن رفتار بهتری بلد نیستند یا متوجه منظور شما نشده‌‌اند. اما اگر خودمان رفتار محترمانه نداشته‌ ‌باشیم چطور می‌توانیم به کودکان احترام گذاشتن را بیاموزیم؟

برای آموزش احترام، ابتدا باید خونسرد باشیم و خود را کنترل کنیم. تشخیص دهید که آیا این موقعیت، واقعا بی‌احترامی است، ناشی از سوء‌‌تفاهم است و  یا تنها به خاطر این است که کودک عکس‌المعل مناسب در چنین موقعیتی را نیاموخته ‌است.

2. علت بی‌احترامی را بیابید

وقتی مورد بی‌احترامی قرارمی‌گیریم، باید به جای عصبانی‌شدن و سرزنش کودک توجه بیشتری به شرایط و اوضاع داشته‌باشیم. “تو بچه ‌بی‌ادبی هستی!”

از کودک بپرسید چرا آن‌طور رفتار‌ می‌کند.

هفته گذشته دختر چهار سال و نیمه من بالاخره به یک نقطه عطف اساسی رسید. او مرا مامان بد صدا کرد. چون ما هرگز او را دختر بد صدا نکرده‌ بودیم، او هم تا آن روز به من نگفته بود مامان بد. بنابراین تا پیش از اینکه اخیرا این عبارت را از دوستانش بشنود آن را یاد نگرفته ‌بود.

به نظر اکثر والدین، این نوع حرف‌‌زدن کودک خیلی اهانت‌آمیز است. درنتیجه بسیاری از آنها ناراحت یا عصبانی ‌می‌شوند و درپاسخ‌ می‌گویند: “چطور جرات ‌می‌کنی! تو اجازه نداری اینجوری با من حرف‌بزنی! من پدر یا مادر تو هستم!”

این والدین ناراحت هستند. این که کودک آنها را این‌گونه صدا کند برای‌شان آزاردهنده است.

اما قصد کودک ازگفتن این عبارت چیست؟

بچه‌ها معمولا وقتی عصبانی باشند از این عبارات استفاده ‌می‌کنند. وقتی یک نفر و معمولا خود شما موجب آزار آنها شده‌ است. بنابراین آنها طبق غریزه می‌خواهند تلافی‌کنند و شما را آزار بدهند.

این کار معمولا از روی بدخواهی و دشمنی نیست، چون کودکان (و بزرگسالان) موقع عصبانیت نمی‌توانند درست فکرکنند. آنها فقط به صورت واکنشی می‌خواهند از خود مراقبت کنند و در این مورد خاص از کلمات آسیب‌زننده استفاده‌ می‌کنند.

از دخترم پرسیدم: “چرا این را گفتی؟ به خاطر اینکه عصبانی هستی؟” او سرش را تکان داد.

“عصبانی بودی چون من اجازه ندادم فلان کار را انجام دهی؟” او دوباره سر تکان داد. من هم با همدلی سر تکان دادم. وقتی احساسش را تائید کردم، متوجه شدم که از خشم شدید او کاسته ‌شد.

” خیلی خوب، من می‌فهمم که تو ناراحت هستی. اما این به این معنا نیست که من مادر بدی هستم. اگر بقیه بچه‌ها به خاطر کاری که انجام دادی از تو عصبانی باشند، این باعث می‌شود تو دختر بدی باشی؟ “او قاطعانه سرش را تکان داد.

“خوب پس چون بقیه ناراحت‌ هستند تو دختر بدی نیستی. پس من هم چون تو عصبانی هستی مادر بدی نیستم، درست است؟” او به آرامی سرش را تکان‌داد، انگار داشت سعی می‌کرد کلمات مرا جذب‌کند.

در آن نقطه سعی‌کردم به نیازهای او بپردازم. دخترم عصبانی بود چون نیازهای‌اش برآورده ‌نشده ‌بودند. از او خواستم به جای صداکردن من با القاب آزاردهنده، راه‌های دیگری برای ابراز نیازش پیداکند. برایش توضیح‌ دادم که آسیب زدن به دیگران به آن شکل، در کاهش عصبانیت یا حل مشکل‌اش به او کمکی نمی‌کند.

با نام‌گذاری و تعریف احساسات دخترم به او کمک‌کردم ریشه خشم‌اش را پیدا کند، به او کلماتی برای توضیح احساسات‌اش آموختم و به او ابزارهایی برای حل مشکلاتش دادم. همچنین به او نشان‌دادم که در موقعیت دعوا و درگیری می‌توانم خونسردی‌ام را حفظ‌کنم، درست فکر کنم و محترمانه پاسخ ‌دهم.

افراد می‌توانند محترمانه با هم اختلاف‌نظر داشته ‌باشند

آیا این خیلی بهتر فریاد زدن و گفتن: “چطور جرئت‌می‌کنی!” نیست که تنها پاسخگوی نیاز والد برای دریافت احترام است ؟

3.به طور عملی به او نشان‌‌دهید به کودکان خود احترام بگذارید!

برای آموزش یک رفتار به کودک چه راهی بهتر از مدل‌سازی آن رفتار است؟

با احترام‌ گذ‌اشتن به آنها نشان‌ دهید که چطور باید به بقیه احترام‌ بگذارند. منظور این نیست که آنها را آقا یا خانم صدا کنید، یا به آنها تعظیم ‌کنید. فقط باید با کودک خود به عنوان یک شخص دقیقا طوری رفتار ‌کنید که با سایر بزرگسالان رفتار می‌کنید.

برای مثال، به ترجیح‌های آنها احترام ‌بگذارید.

شنیدم که پدری برای اینکه پسرش دوست داشت اول داخل کیک را بخورد سر او فریاد می‌کشید و به او می‌گفت که این روش خوردن کیک غلط است. این داستان واقعا اتفاق افتاده ‌است.

مسخره‌ است که بعضی والدین می‌خواهند روی رفتار و ترجیح‌های فرزندشان کنترل کامل داشته‌ باشند. اکثر ما چنین رفتاری نداریم اما درهرحال هرکدام نوعی رفتار کنترل‌گرانه با شدت‌های مختلف داریم. اگر می‌خواهید کودکتان به شما احترام‌ بگذارد، با احترام‌گذاشتن به انتخاب‌های او شروع‌کنید.

هرکسی ترجیح‌های خودش را دارد. به همان اندازه‌ای که من دوست‌دارم فرزندم ورژن کوچک من باشد و علائقی دقیقا مشابه من داشته باشد، او دوست ‌ندارد. فرزند من علائق خودش را دارد. اگر چیزی را که او می‌خواهد دوست ندارم، منطق پشت آن را برایش توضیح‌ می‌‌دهم. اما در نهایت او باید بیاموزد که برای خودش تصمیم‌ بگیرد.

تا جایی که انتخاب او

  • خطرناک نباشد،
  • خیلی پرخرج نباشد
  • به دیگران صدمه ‌نزند،

                        من به آن احترام‌می‌گذارم.

به‌ همین دلیل است که من اجازه‌ می‌دهم در مواردی نظیر انتخاب لباس دخترم خودش تصمیم‌ بگیرد. او معمولادوست‌ دارد جوراب‌های تابه‌تای دوره پیش‌دبستانی، پیژامه‌ای زیر پیراهن و یک بلوز زیر یا روی پیراهن بپوشد.

هر فردی حق دارد به طور مستقل فکر کند و چیزهای متفاوتی را دوست‌ داشته ‌باشد؛ و این باید شامل کودکان هم بشود.

وقتی تفاوت‌های کودکان پذیرفته‌ می‌شود، آنها احساس میکنند نظرشان شنیده ‌شده و مورداحترام قرار گرفته‌اند. به این شکل آنها مستقیما یاد می‌گیرند که چطور با سایرینی که نظرات متفاوت‌ دارند رفتار کنند. آنها می‌آموزند که به مردم باوجود تفاوت‌ها و اختلاف‌هایشان احترام ‌بگذارند.

این درک و تحمل تفاوت‌ به خصوص در سنین نوجوانی اهمیت پیدا می‌کند. در این دوران است که هرچه والدین بگویند به نظر نوجوان احمقانه ‌می‌آید و شما می‌‌خواهید فرزندتان بداند چطور این را تحمل‌کند و باز هم به شما احترام ‌بگذارد.

 

4. تربیت قاطعانه همراه با محبت

تربیت‌کردن یعنی آموزش یا تعلیم ‌دادن؛ نه تنبیه‌کردن. تربیت نباید تنبیهی باشد. درواقع مطالعات نشان‌ می‌دهند که تربیت مثبت بسیار موثرتر بوده و دارای اثرات پایدارتر نسبت به استراتژی‌های تنبیهی است.

اگر در تربیت کودک زمانی که کار اشتباهی انجام‌ می‌دهد از لحن تهدیدآمیز یا خشونت‌آمیز استفاده‌ کنیم، درواقع داریم به او نشان می‌دهیم که چطور نسبت به کسانی که مرتکب اشتباه می‌شوند بیرحم و خشن باشند.

فراموش نکنید که ما انسان هستیم و همه اشتباه می‌کنند.

تصور ‌کنید که سرکار مرتکب اشتباه احمقانه‌ای می‌شوید و رئیس شما با لحن تحقیرآمیزی با شما صحبت‌ می‌کند. حس مزخرفی دارد، نه؟ آیا این باعث می‌شود شما احترام بیشتری برای رئیس‌تان قائل ‌شوید؟ معلوم است که نه.

در مورد کودکان هم رفتار تند یا تنبیه باعث نخواهد شد آنها احترام بیشتری به شما بگذارند.

  • اما تربیت مثبت به معنای نرم بودن یا آسان‌گیر بودن نیست. شما می‌‌توانید در تربیت کودک همزمان قاطع و مهربان باشید. مرزبندی‌‌های قاطعانه و پافشاری بر حفظ آنها کلید تربیت موفق است.به آنها دلایل واقعی برای احترام گذاشتن به والدین‌شان بدهید.
  • 5. به آنها دلایل واقعی برای احترام گذاشتن به والدین‌شان بدهید.

والد بودن یکی از سخت‌ترین کارهای دنیاست. والدین برای مراقبت از فرزندان‌شان انرژی، زمان و هزینه خیلی زیادی صرف می‌کنند. با به دنیاآمدن فرزندان زندگی والدین کاملا متحول می‌شود و از آن‌ پس دنیای آنها حول فرزندان‌شان می‌گردد. کاملا طبیعی است که آنها بخواهند فرزندان‌شان برایشان احترام قائل باشند.

اما کودکان کوچکتر قادر به درک همه این مسائل نیستند. و اگر منصفانه به داستان نگاه ‌کنیم، آنها از ما نخواستند که این کارها را انجام دهیم! ما خودمان تصمیم‌گرفتیم این مسئولیت‌ها را بپذیریم.

اینکه برای کودکان احترام قائل ‌نباشیم اما از آنها انتظار داشته‌باشیم به ما احترام بگذارند، دورویی است. یک سیگاری قهار را تصور کنید که فرزندش را از سیگارکشیدن نهی‌ می‌کند. فکر می‌کنید این توصیه او چقدر موثر است؟

احترام طلب‌کردنی نیست، به دست‌آوردنی است. پس آن را به دست‌آورید! الگوی خوبی باشید و با مدل‌سازی رفتارهای خوب مثل احترام‌گذاشتن به دیگران و ازجمله فرزندانتان، به کودک دلایل واقعی برای احترام گذاشتن به والدین‌شان بدهید.

6. وقتی خرابکاری می‌کنید عذرخواهی‌کنید.

من نمی‌گویم که هیچ‌وقت رفتار تندی با فرزندم ندارم. همانطور که گفتم گاهی وقتی کلافه می‌شوم سر او داد ‌می‌زنم. بنابراین شما را می‌فهمم. فوران‌های لحظه‌ای در بعضی موقعیت‌ها را درک می‌کنم، به خصوص وقتی که از انجام کارهای خود مثل وظایف شغلی، خانه‌داری و تربیت بچه‌ها خیلی خسته هستید.

بااین وجود من هیچ‌وقت از فریاد‌ زدن به عنوان روش همیشگی در برخورد با فرزندم استفاده نمی‌کنم و انجام آن را نیز توجیه نمی‌کنم.

وقتی عصبانی شدم، به خودم کمی زمان دادم تا آرام‌ شوم. سپس برای دخترم توضیح دادم که چرا آنقدر ناراحت بودم. من به او یاد دادم که داشتن احساسات طبیعی است اما فریاد کشیدن درست نیست. من احساس گناه می‌کردم و به همین خاطر از دختر عذرخواهی‌کردم.

یک فرد بزرگسال بلوغ ‌یافته و قابل‌احترام مسئولیت اعمال خود را می‌پذیرد و اگر مرتکب اشتباهی شود عذرخواهی می‌کند.

عذرخواهی از کودکتان اقتدار شما به عنوان والد را زیرسوال نمی‌برد. بلکه با این کار اقتدار و اعتبار خود را تقویت‌ می‌کنید. درستی و صداقت خود را نشان‌ می‌دهید و در کودک نسبت به خودتان اعتماد ایجاد می‌کنید.

سخن آخر

رفتار غیرمحترمانه با کودکان فقط باعث می‌شود آنها دیگر برای ما احترام قائل نباشند (مثال رئیس را درنظر بگیرید) اگر خوش‌شانس باشید و کودکان شما لجباز نباشند، می‌توانید موقتا آنها را وادار به فرمانبرداری کنید، که ممکن است شبیه احترام به نظر بیاید.

اما این احترام نیست.

سال‌ها بعد وقتی آنها بزرگ شدند، ممکن است با خود فکرکنید چرا فرزندان‌تان دیگر برای شما احترام قائل نیستند. حقیقت این است که آنها احتمالا هیچ‌وقت برای شما احترام قائل‌‌ نبودند. آنها فقط وقتی بچه بودند فرمانبردار بودند. و شما بی‌احترامی را به خوبی از دوران کودکی برایشان مدل‌سازی کرده‌اید.

باید اعتراف کنم که گاهی با خود فکر کرده‌ام که شاید باید بعد از اینکه یک گازیلیون بار به دخترم گفتم که همه‌جا را کثیف نکند، راه ساده‌تر را انتخاب کنم و انرژی و وقتم را هدر ندهم. اما هروقت وسوسه می‌شدم که میانبر بزنم، به خودم یادآوری می‌کردم که چقد متنفر بودم وقتی در دوران کودکی به این شکل با من رفتار می‌شد و اینکه چنین رفتاری چطور فقط باعث‌ می‌شود فرزندم به من احترام نگذارد.

“چه کسی گفته است والد بودن آسان است؟” با این فکر نفس عمیقی کشیدم؛ خود را آرام کردم و برای گازیلیونمین بار برایش توضیح دادم که چرا نباید آن کار را بکند.

مقاله هایی که شما را در این راه یاری خواهند کرد:

هدف ما داشتن کودکانی شادتر وسالم‌تر است. لطفا با نظرات و پیشنهادات خود ما را در ادامه این راه یاری کنید.

منبع:

Teaching Kids Respect – 6 Highly Effective Tips

سایت:

parentingforbrain.com

ترجمه و بازنویسی:

رعنا جعفری

17 اردیبهشت 98

 

وقتی کودک از مطالعه متنفر است چه باید کرد
وقتی کودک از مطالعه متنفر است چه باید کرد

هفته‌ی گذشته در مورد نحوه‌ی علاقه‌مند کردن کودکان به کتاب صحبت کردیم. این هفته ما به شما خواهیم گفت، که با کودکی که از مطالعه متنفر است چگونه باید برخورد کنید و چگونه لذت مطالعه را به او بچشانید.

لطفا در رفتار با کودک خود صبور باشید و اجازه دهید که کودک شما از مطالعه لذت ببرد، تا جایی که او را دوست خود بداند. (بیشتر…)

چگونه کودکان پیش‌دبستانی را به مطالعه علاقه‌مند کنیم
چگونه کودکان پیش‌دبستانی را به مطالعه علاقه‌مند کنیم

هزاران درود بر همراهان همیشگی رعنااستوری

سقراط

جامعه وقتی فرزانگی و سعادت می‌یابد که مطالعه، کار روزانه‌اش باشد.

 

(بیشتر…)

چگونه مهارت‌های کارگروهی در کودکان‌مان را پرورش دهیم
چگونه مهارت‌های کارگروهی در کودکان‌مان را پرورش دهیم

تیم ورکینگ و کارگروهی یک مهارت مهم و اصلی در زندگی هر انسان است که توانایی یادگیری و همدلی را افزایش می‌دهد. هر اندازه افراد یک جامعه قادر باشند، در کارگروهی بهتر عمل کنند و همانند تکه‌های یک پازل مکمل هم باشند، جامعه قدرتمندتر و افراد آن موفق‌تر خواهند بود. (بیشتر…)

4 راه برای لذت‌بخش‌تر کردن تعطیلات برای کودکان
4 راه برای لذت‌بخش‌تر کردن تعطیلات برای کودکان

هزاران درود بر همراهان همیشگی رعنااستوری

زمستون کول بارش رو جمع کرده و دیگه بوی بهار همه جا رو گرفته، دیگه آخرای ساله. یکم دیگه بهار خانوم دامنش رو پهن می‌کنه و درخت‌ها جوونه می‌زنند و سال 98 شروع می‌شه. (بیشتر…)

ده روش برای مقابله با لجبازی در کودکان
ده روش برای مقابله با لجبازی در کودکان

هزاران درود بر همراهان همیشگی رعنااستوری

کودکان ما به دلایل متعدد، و به بهانه‌های مختلف با ما وارد کشمکش می‌شوند. معمولا اگر کودک شما در مقابل فعالیت‌ها و خواسته‌های شما به هر دلیلی مقاومت کند، شما واژه لجباز را به او اطلاق می‌کنید، فارق از این‌که چرا کودکان ما هر فعالیتی را به یک تنش و کشمکش جدی تبدیل می‌کنند، و قطعا هر عکس العملی که در یک کودک می‌بینیم، دلیلی دارد که عموما ما والدین خود عامل آن هستیم،  ادامه ‌ی رفتارهای لجبازگونه و لجبازی هم برای والدین و هم کودک زیان خواهد داشت. (بیشتر…)

مقاله ‌۸‌ نکته برای جلوگیری از دعواهای خواهر برادری و مدیریت کردن آن‌ها _ قسمت آخر
مقاله ‌۸‌ نکته برای جلوگیری از دعواهای خواهر برادری و مدیریت کردن آن‌ها _ قسمت آخر

مدیریت احساسات خود

طبیعی است که با وقوع دعوا دچار استرس شوید. همچنین طبیعی است که برخی مشکلات بیش از بقیه شما را آزار دهند و بعضی روزها زودتر از همیشه ناراحت شوید. اما حفظ آرامش می‌تواند واقعا کمک‌کننده باشد. اگر اوضاع اضطراری نیست و نیازی به مداخله فوری شما نیست، می‌توانید پیش از این که وارد عمل شوید لحظه‌ای مکث کنید و تا ده بشمارید.

(بیشتر…)

مقاله ‌۸‌ نکته برای جلوگیری از دعواهای خواهر برادری و مدیریت کردن آن‌ها _ قسمت نهم
مقاله ‌۸‌ نکته برای جلوگیری از دعواهای خواهر برادری و مدیریت کردن آن‌ها _ قسمت نهم

حل مسئله بعد از دعوا: مراحل

عملکرد شما بعد از دعوا به کودکان کمک می‌کند بیاموزند که در آینده چطور مشکلات‌شان را حل کنند. برای گرفتن بهترین نتایج صبر کنید تا همه آرام شوند و دوباره برای گفتگوی منطقی آماده شوند.

  1. اجازه دهید کودکان بدانند چه کاری می‌خواهید انجام دهید. برای مثال، “من تصمیم گرفتم که تا وقتی که راه حلی برای توقف دعوا پیدا نکردیم، هیچ‌کدام‌تان نباید از کامپیوتر استفاده کنید. متوجه شدید؟ حالا می‌‌خواهید برای پیدا کردن راه‌حل با هم صحبت کنیم؟”

(بیشتر…)