Category: قصه صوتی کودکانه

قصه کودکانه کشتی بان و مرد مغرور
قصه کودکانه کشتی بان و مرد مغرور

قصه کودکانه کشتی بان و مرد مغرور در مورد مردی مغرور است که چون درس خوانده از همه برتر است اما یک روز وقتی با کشتی به سفر می‌رود طوفان می‌شود و او می‌ترسد و متوجه می‌شود که درس خواندن بدون انسانیت و درست استفاده کردن از آن به درد نمی‌خورد. (بیشتر…)

قصه کودکانه آینده نگری ملا
قصه کودکانه آینده نگری ملا

قصه کودکانه آینده نگری ملا در مورد ملانصرالدین است که به شهر میرود تا قوری قشنگی بخررد اما ناگهان فکری به ذهنش میرسد و … (بیشتر…)

قصه کودکانه خروس بیمار_فارسی
قصه کودکانه خروس بیمار_فارسی

قصه کودکانه خروس مریض داستان پسرکی است که یک خروس دارد و صبح ها با صدای اون از خواب بیدار می‌شود. اما یک روز خروس دیگر قوقولی قوقو نمی‌کند و پسر خروس را پیش دامپزشک می‌برد و . . . (بیشتر…)

قصه کودکانه خروس نگو یه ساعت
قصه کودکانه خروس نگو یه ساعت

قصه کودکانه خروس نگو یه ساعت درباره خروس ده شلمرود است که هر صبح همه را برای کار و بار بیدار می‌کرد اما یک روز حیوانات به اون گفتند که دیگه صبح قوقولی قوقو نکه تا اینکه… (بیشتر…)

قصه کودکانه حسنی نگو یه دسته گل
قصه کودکانه حسنی نگو یه دسته گل

مجموعه شعرهای کودکانه حسنی نگو بلا بگو، جزو متل ها و شعرهای عامیانه و کودکانه از منوچهر احترامی است که با مضامین تربیتی در طول سالها بازنشر شده است و خیلی مسائل و مشکلات کودکان را بازگو میگوید …

قصه کودکانه سن ملا و برادرش
قصه کودکانه سن ملا و برادرش

قصه کودکانه سن ملا و برادرش

قصه کودکانه سن ملا و برادرش داستان حساب کردن سن برادر ملا و ملا است که ملانصرالدین در جواب پرسش دوستش حرف بامزه‌ای می‌زند. (بیشتر…)

قصه کودکانه شوالیه غیرواقعی
قصه کودکانه شوالیه غیرواقعی

قصه کودکانه شوالیه غیرواقعی

نسیم یه شوالیه بود. اما اون دوست نداشت سوارکاری کنه و بجنگه.

نسیم دوست داشت کتاب بخونه و بنویسه و همچنین اون خیلی دوست داشت که بافتنی ببافه.

یه شب یه نفر در زد.

شاه کریم پشت در بود. اون با گریه گفت: (بیشتر…)

قصه کودکانه آرزوهای عجیب گوسفند سیاه کوچولو
قصه کودکانه آرزوهای عجیب گوسفند سیاه کوچولو

قصه کودکانه آرزوهای عجیب گوسفند سیاه کوچولو

چوپان هر روز گله گوسفندانش را به کوهستان پر از گل و گیاه کنار دریا میاورد تا بچرند و هر چه می‌خواهند بخورند.

همه گوسفندان گله سفید بودند اما بین اون‌ها یک گوسفند سیاه کوچولو بود که همه چیزش با بقیه گوسفندان فرق داشت. (بیشتر…)

قصه کودکانه روباه و لک لک
قصه کودکانه روباه و لک لک

قصه کودکانه روباه و لک لک

روباه و لک لکی با هم دوست بودند.

اون‌ها بیشتر روزها رو با هم میگذروندند.

در دوستی اون‌ها فقط یه اشکال وجود داشت. روباه مرتب به لک لک حقه می‌زد. (بیشتر…)

قصه کودکانه شوالیه غیرواقعی_انگلیسی
قصه کودکانه شوالیه غیرواقعی_انگلیسی

قصه کودکانه شوالیه غیرواقعی

نسیم یه شوالیه بود. اما اون دوست نداشت سوارکاری کنه و بجنگه.

نسیم دوست داشت کتاب بخونه و بنویسه و همچنین اون خیلی دوست داشت که بافتنی ببافه.

یه شب یه نفر در زد.. (بیشتر…)