قصه کودکانه به شست پایم رسیدم

قصه کودکانه به شست پایم رسیدم

این شعر کودکانه و جالب، با زبان جذاب انگشتان را به کودکان معرفی می‌کند و با زبانی ساده ضمن بیان ارزش خانواده وارد دنیای جذاب کودک می‌شود.

7</div><p>شعر کودکانه به شست پایم رسیدم</p><p>دویدم و دویدم</p><p>رفتم به پام رسیدم</p><p>انگشت هامو شمردم</p><p>شست ام رو بالا بردم</p><p>دیدم که اون چاق تره</p><p>کمی بداخلاق تره</p><p>گفتم آهای شست پا</p><p>بگیر سرت رو بالا</p><p>تو مامانی یا بابا</p><p>تو خانومی یا آقا؟</p><p>شست پا گفت من بابام</p><p>اون سه تا انگشت کوچیک بچه هام</p><p>این یکی که کنارمه</p><p>غنچه نوبهارمه</p><p>همسر باوفامه</p><p>مامان بچه هامه</p><p>…</p><p>قصه‌گو: رعنا</p></div></div><div class=

دیدگاهتان را درج کنید

یک × پنج =